شمس الدين محمد بن محمود آملي
253
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
و اگر بيند كه در دريا غرق شد در حساب و كتاب مال پادشاه بماند و زحمت بيند . موج رنج و مشقت باشد آب صافى و خوش عيشى خوش و عمر دراز و ناخوش بضد اين آب جوى اگر بزرگ بود همچو دجله و جيحون والى و فرمانده بود و اگر بيند كه بر آن گذر كرد از آفتى و هولى بيرون آيد . و اگر از آن بخورد از مال او بهره يابد و جوى خرد بر اينقياس و مرد عالم نيز بود . حوض و بركه جوانمردى و علم باشد و زن بسيار خير و با منفعت بود آب شور انديشه بود ، چشمه خير و بركت و نعمت باشد . اگر مرد عفيف بيند و اگر فاجر بيند كه در محله يا سراى او چشمه پديد آيد مصيبتى باشد كه از آن بگريند كاريز زن باشد و مرد عالم و مال حلال . اگر مرد بيند و اگر زن بيند مرد با منفعت يابد چاه آب همچنين اما اگر چاه آب انباشته بيند مال مجموع بود . شهرستان و قلعه و حصار اهل دنيا را امن بود اهل دين را زياده پرهيزكارى . ديوار مرد باشد محوطه كسى بود كه جمعى در پناه او باشند سرا دنيا بود اگر بزرگ و نيكو بيند توانگر شود و فرح يابد . و اگر تنگ و ناخوشى بيند بضد اين . كوشك فاسق را زندان و تنگى بود و پارسا را بلندى درجه و قضاى حاجت و كوشك را از دور ديدن ملك بود و اگر بيند كه در كوسك مىرود بسلطانى بزرك در پيوندد . و ايوان مرد بلند با قدرت باشد برج جاى خطر و آفت بود غرفه زن ديندار بود منظره مرد منظور بود روزن ولايت و تجارت : خانهاى در سراها زنانند صفها و رواقها مردان مجهول منفرد بود و خانه از گل و خشت ديدن به از خانه كج و آهك و آجر بود .